اعترافات یک ذهن خطرناک
بخوان به نام گل سرخ در صَحاری شب
وقتی همه خوابیم
شغال فریاد زد
های بگیرید
گوسفندها را برد
چوپان هراسان از خواب جست
و بی آنکه نگاهی بیندازد
خواب زده در پی گوسفندها دوید
تمام جنگل را با چشم های نیمه باز گشت
و هیچ نیافت
چون بازگشت
کفتارها دور لاشه چند گوسفند حلقه زده بودند
!! نوشته شده توسط امیر
| 11:14 | یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
•

